![]() |
![]() |
|
| امیر بهرام خسروی |
|
ما را كش دار بگو كسي براي باران و سينه اش دعا كرده لابد ما در ريدنمان كجا گرفته بود؟ ]در خواب ، هفت گاو لاغر از آب... [ ديگر تو را از آب در آوردن كه درد هم ندارم پشت همين پنجره ها اصلن پرده ي من را هم كه شماره اش يادم نيست فقط هفت تو بگو ] گاو كه در آمدي از آب ، . . . ماده خر ![ هر / از چند پنجره ديده امشان با لباس چسبناك نصفه شبم ما مي دعا مي كرده براي بارانش كه آمده اند و من را در ريدنشان كجا گرفته بود؟ ]. . . و هفت گاو فربه را . . . [ و تو مني با ران مي يايي يا با مو مي يا با . . . با . . . با موميايي من شده ام با هفت پشتم كه پيراهنشان را از پشت و در ريدنشان كجا را گرفته بود؟ ما را كش دار تر بگو بوي پيراهن تو امشب پشت تمام پنجره ها ما مي ]. . . دريدند ! [ |
|
+ نوشته شده در
بیست و نهم شهریور 1386ساعت توسط امیر بهرام |
|
|
تا كجاي سينه ات كش آمده اين نعش كه زحمت صليب هم به گردنت افتاد؟ كوچه كه سرد و تمام خيابان را هم كه سرد گرفته بودي ام از بهانه ي اين سال هاي نيمه پر ساده ترم از اتهام شانه هاي مردي كه افتاده بود از زبانش باز هم بريز و بگو بازي! اشكال از فرجام نا معين نيست فقط كمي از رفتني ترين زن ايستگاه دير كردم كه اسمم از دهن افتاد روي كفش هايي كه دور مي رود مدام برف روي مرد زن مرد زن مرد مرد
|
|
+ نوشته شده در
دوم شهریور 1386ساعت توسط امیر بهرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
امیر بهرام خسروی مقدم هستم. 26 سال دارم . دنداپزشک هستم و در شهری کوچک مشغول گذران عمر...
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 خرداد 1388 دی 1387 مهر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
کاشفانی که زود پیر میشوند سگفونی صندلی عذابیات روزمرگی باران در دهان نيمه باز پنهان از کنار این چاقو دیدگاه انجمن سایه آذر آشفتار حوا تراوشات ذهنی یک ابله دیوانه بازی ستاره بارون |
|
RSS
|